پرسونای مشتری ابزار ارزشمندی هستند که به شما کمک میکنند تا مشتریان خود را بشناسید و همچنین بفهمید که چگونه میتوانید نیازهای آنها را برآورده کنید یا مشکلات آنها را حل کنید. با داشتن پرسوناهای مشتری دقیق، همه میتوانند یک نمای کلی منسجمتر از مخاطب هدف شما داشته باشند. به علاوه، شما میتوانید هنگام بحث در مورد ویژگیها و تغییرات محصول، همدلی و بینش بهتری ارائه دهید. از این الگو برای ترسیم اطلاعات ضروری در مورد مشتریان خود استفاده کنید و بازاریابی خود را به سطح بعدی ببرید.
نحوه استفاده از الگوی پرسونای مشتری
1- جزئیات را پوشش دهید
احتمالاً با بیش از یک شخصیت مواجه خواهید شد – به این معنی که باید برای هر کدام نامی انتخاب کنید. از خلاقیت نترسید، اما به خاطر داشته باشید که گنجاندن چیزی خاص در مورد آن شخصیت به طور مستقیم در نام نیز مفید است (به عنوان مثال “الیور اهل فضای باز” یا “پالی کمالگرا” فکر کنید). همچنین باید اطلاعاتی در مورد شغل فرد، از جمله عنوان شغلی، شرح مختصری از شغل و جزئیاتی در مورد صنعت و شرکتی که در آن کار میکنند، درج کنید.
2- مشخصات جمعیتی هر شخصیت کاربر را شرح دهید
حتی ابتداییترین شخصیتهای مشتری نیز باید شامل اطلاعات جمعیتی باشند. این فرد چند سال دارد؟ جنسیت او چیست؟ درآمد و سطح تحصیلات تخمینی او چیست؟ کجا زندگی میکند؟ شما این اطلاعات را در این بخش فهرست خواهید کرد. احتمالاً این توصیف کاملی از تک تک مشتریانی که در این دسته قرار میگیرند، نخواهد بود، اما بهترین حدس شما در مورد این جزئیات، تصویر کاملتری از اینکه این فرد کیست، به شما میدهد.
3- شخصیتهای کاربری خود را با واقعیت همسو کنید
نباید این شخصیتها را از هیچ بیرون بکشید؛ مشتریان واقعی شما باید آنچه را که در اینجا یادداشت میکنید، شکل دهند. این بخش در مورد اتصال فرضیه به آنچه در مورد مشتریان شما واقعی است، میباشد. در این جدول، نقل قولی از یک مشتری واقعی که شبیه به شخصیتی است که شما در حال ساختن آن هستید، و همچنین یک بیوگرافی کوتاه که خلاصهای از شخصیت آنها را نشان میدهد، قرار دهید. آنها از کجا آمدهاند؟ چگونه به نقش فعلی خود رسیدهاند؟ عضلات خلاقیت خود را به کار بگیرید و خارج از چارچوب فکر کنید.
4- توصیف کنید که چه چیزی آنها را به وجد میآورد
حالا وقت آن است که واقعاً به بررسی آنچه این شخص را به آنچه هست تبدیل میکند، بپردازید: اهداف حرفهای، چالشها، انگیزهها و منابع اطلاعاتی آنها. نوشتن همه این موارد نه تنها شما را مجبور میکند تا به جزئیات آنچه مشتریان هدف شما را تحریک و ناامید میکند، فکر کنید، بلکه شما را ملزم میکند تا در مورد اینکه چگونه شرکت شما واقعاً به آنها کمک میکند تا بر چالشها غلبه کنند یا به آرزوهای خود برسند، نیز تحقیق کنید. در بخش آخر، مشخص کنید که اطلاعات خود را از هر فرد از کجا جمعآوری میکنید تا فهرستی ارزشمند از مراکزی که مطمئناً به آنها دسترسی خواهید داشت، ایجاد کنید.
