خب، شما کلمه «برندسازی» را صدها بار و در اشاره به چیزهای مختلف شنیدهاید… و همین الان احتمالاً فکر میکنید که آن را نمیفهمید. یا شاید سعی کردهاید برندسازی خودتان را خودتان انجام دهید اما در مورد آنچه باید جستجو کنید گیر کردهاید.
اگر شما این طور هستید، در این مقاله یک راهنمای کوچک از برخی از رایجترین اصطلاحات برندسازی – و معنای آنها در زمینه تجارت آنلاین – تهیه شده است. بدون اصطلاحات تخصصی، فقط با بیانی ساده!
1- برند / برندسازی
اول از همه – بیایید در مورد برندها و برندسازی به طور کلی صحبت کنیم. برخی افراد تمایل دارند کلمات “کسب و کار” و “برند” را به جای یکدیگر استفاده کنند، که دقیقاً اشتباه نیست، اما میتواند گیجکننده باشد. من دوست دارم در مورد آن اینگونه فکر کنم: شما کسب و کار را اداره میکنید، اما مشتریان یا ارباب رجوع شما با برند تعامل دارند.
برند شما ظاهر، حس و شخصیت کسب و کار شماست. این تجربهای را که مشتری یا ارباب رجوع شما با شما یا محصولات شما خواهد داشت، تعریف میکند. آن را به عنوان شخصیت متمایزی در نظر بگیرید که شما را از رقبایتان متمایز میکند.
در مورد “برندسازی” – ممکن است آن را به عنوان یک فعل بشنوید، برای توصیف فرآیند ایجاد یک برند. مردم همچنین گاهی اوقات از آن برای توصیف تمام مواد یا منابع برند شده خود به صورت جمعی استفاده میکنند.
2- برندسازی شخصی
اگر از شما بخواهم که یک برند را نام ببرید، احتمالاً یک شرکت بزرگ خواهد بود. گاهی اوقات، عموم مردم ممکن است مدیرعامل را بشناسند – مانند استیو جابز و تیم کوک (اپل) یا جف بزوس (آمازون). اما در نهایت، برند نماینده کسب و کار و محصولات است، نه هیچ شخص خاصی. برندسازی به طور سنتی به این صورت انجام شده است و ممکن است آن را به عنوان برندسازی شرکتی بشنوید.
اما اگر به عنوان یک کارآفرین انفرادی به صورت آنلاین فعالیت میکنید، یا حتی اگر در حال ایجاد یک تیم کوچک هستید، احتمالاً در حال ساخت یک برند شخصی هستید. اگر نام شما در کسب و کار باشد، اگر چهره شما در تمام محتوای شما یا در وبسایت شما باشد، اگر به جای شرکت، از خودتان ایمیل ارسال کنید، یا اگر بیشتر دنبالکنندگان یا مشتریانتان، شما را بشناسند و به آن اعتماد کنند و به همین دلیل، به محصولات یا برنامههایتان اعتماد کرده و آنها را خریداری کنند، در حال ساخت یک برند شخصی هستید.
ایجاد ارتباط آنلاین با یک شخص واقعی بسیار آسانتر از یک شرکت بیچهره است و به همین دلیل متوجه خواهید شد که بسیاری از کارآفرینان در کسب و کار آنلاین، حتی اگر تیمی از افراد زیر نظر آنها کار کنند، ساخت برندهای شخصی را انتخاب میکنند.
3- استراتژی برند
استراتژی برند خود را مانند یک نقشه راه در نظر بگیرید که به مشتری یا ارباب رجوع ایدهآل شما کمک میکند تا آنچه را که میفروشید پیدا کرده و خریداری کند. این یک تحلیل از مشتریان یا ارباب رجوع هدف شماست، اینکه چگونه میتوانید به بهترین شکل از طریق پیشنهاد خود نیازهای آنها را برآورده کنید و چگونه پیشنهاد خود را به گونهای ارائه دهید که اثرگذار شود. این به شما آگاهی میدهد که چرا عناصر بصری خاصی را انتخاب میکنید، کدام پلتفرمها را برای تولید محتوا انتخاب میکنید، از چه نوع زبانی در صفحه فروش خود استفاده میکنید و موارد دیگر.
4- ارزش برند
ارزش برند یا گزاره ارزش شما، مزیت، برتری یا تحول منحصر به فردی است که برای مشتریان یا ارباب رجوع خود ارائه میدهید یا ایجاد میکنید. این جادوی کاری است که واقعاً برای آنها انجام میدهید و توانایی انتقال این ارزش یکی از بزرگترین چالشهای ساخت یک برند مؤثر است.
5- هویت برند
حال، این ممکن است دقیقاً یک تعریف نباشد، اما میخواهم لحظهای به هویت برند بپردازم زیرا ممکن است هر از گاهی آن را بشنوید. من معمولاً متوجه میشوم که وقتی مردم این را میگویند، منظورشان یکی از این دو چیز است:
- برند به طور کلی، مانند ظاهر، حس و شخصیت، یا
- ویژگیهای بصری برند (به طور خاص، هویت بصری)
شما قبلاً تعریف برند/برندسازی را خواندهاید و در مرحله بعد، به سراغ ویژگیهای بصری برند میرویم. شخصاً، من این استدلال را مطرح میکنم که برای اهداف ما در اینجا، تفاوت بین برند و هویت برند ناچیز است، معمولاً میتوانید آنها را به جای یکدیگر استفاده کنید. از سوی دیگر، هویت بصری جایی است که ما شروع به دقیقتر شدن میکنیم. بیایید نگاهی بیندازیم.
6- ویژگیهای بصری برند / هویت بصری
ویژگیهای بصری برند (که گاهی اوقات هویت بصری برند شما نامیده میشود) تمام اجزای طراحی هستند که نمایانگر برند شما هستند. این شامل لوگو، پالت رنگ، تایپوگرافی و فونتها، عکاسی و سایر عناصر طراحی و نحوه همکاری آنها به عنوان یک کل برای نشان دادن برندتان میشود. شما آنها را در عمل در وبسایت، گرافیکهای تبلیغاتی، آیکونها و بنرهای رسانههای اجتماعی و در محتوای خود میبینید.
هویت بصری شما در اولین برداشتها بسیار مهم است. همه ما از کنار فروشگاهی رد شدهایم و حتی وارد آن نشدهایم، زیرا قبلاً به نظر ما «شبیه» نبوده است. به همین ترتیب، همه ما صرفاً به دلیل ظاهر بیرونی آن به مکانی جذب شدهایم. در تجارت آنلاین، ما میخواهیم به صورت استراتژیک یک هویت بصری ایجاد کنیم که به جذب افراد مناسب کمک کند و به مشتریان یا ارباب رجوعهای «نامتناسب» اجازه رد شدن دهد.
7- لوگو
لوگو، نشان بصری است که نمایانگر کسب و کار شماست. در فضاهای سنتی و شرکتی، لوگو معمولاً به عنوان نشان اصلی شناسایی برند در نظر گرفته میشود – اگر اپل یا نایک هستید، مردم باید شما را فقط از روی لوگویتان بشناسند.
در کسب و کار آنلاین، قضیه کمی متفاوت است – یک مجموعه لوگو با طراحی خوب میتواند در ایجاد هویت بصری و ایجاد زیرساختهای شما مفید باشد – اما احتمالاً بیشتر به خاطر چهره، صدا، محصولات یا برنامههایتان شناخته میشوید، به خصوص اگر در حال ساختن یک برند شخصی هستید.
8- اقلام جانبی
اقلام «ضمیمه» معمولاً تمام مواد بازاریابی یا سایر اقلامی هستند که با هویت بصری شما «برندسازی» میشوند. در یک فضای سنتی، ممکن است به کارتهای ویزیت، سربرگها، بستهبندی محصول، برچسبها، لیبلها، کارتهای تشکر و موارد دیگر فکر کنید.
در فضای آنلاین، معمولاً آنها را به عنوان قالبها (یا موارد تکمیلشده!) برای مواردی مانند گرافیک رسانههای اجتماعی، تصاویر کوچک ویدیویی و موارد دیگر طبقهبندی میکنم.
9- ارزشهای برند
ارزشهای برند اصول و باورهای اصلی هستند که تصمیمگیری را هدایت میکنند و شخصیت یک برند را تعریف میکنند. آنها استانداردهایی هستند که شما کسب و کار خود را بر اساس آنها اداره میکنید. اگر در حال ساخت یک برند شخصی هستید، ارزشهای برند و ارزشهای شخصی شما احتمالاً همپوشانیهایی خواهند داشت.
10- جو/شخصیت
جو یا شخصیت برند شما، حال و هوای برند شماست. این مجموعهای از ویژگیها و صفات انسانی است که شما به برند نسبت میدهید، مانند صداقت، هیجان، شایستگی یا پیچیدگی. داشتن مجموعهای از کلمات کلیدی که این شخصیت را توصیف میکنند، میتواند ابزاری واقعاً مفید برای سنجش اثربخشی سایر عناصر برند شما باشد. اگر پیچیدگی را انتخاب کردهاید، آیا تصاویر شما پیچیده هستند؟ آیا استراتژی شما افرادی را هدف قرار میدهد که با پیچیده بودن شناخته میشوند؟
شما میتوانید تقریباً به هر بخش از برند خود نگاه کنید و تصمیم بگیرید که آیا آن جو یا شخصیت را منتقل میکنند یا خیر.
11- صدای برند
صدای برند شما، روش منحصر به فرد صحبت کردن شماست. این لحن، زبان و سبکی است که در پیامرسانی شما برای ارتباط با مخاطب هدف و انتقال شخصیت برند شما استفاده میشود. صدای شما همان چیزی است که هر بار کسی شما را در ویدیو میشنود، ایمیلی از شما میخواند یا در وبسایت یا رسانههای اجتماعی شما میچرخد، به گوش میرسد. اکثر برندهای شخصی از صدای طبیعی خود استفاده میکنند، اما در برخی موارد، صدای برند را میتوان طوری ساخت که به بهترین شکل با انتظارات مشتری یا ارباب رجوع مطابقت داشته باشد.
12- ثبات برند
ممکن است بدیهی به نظر برسد، اما ثبات واقعاً کلید برندسازی است. بسیاری از مردم میدانند که باید تصاویر برند خود را ثابت نگه دارند، یا حداقل میدانند که باید باشند، اما حفظ ارزش و صدای شما نیز به همان اندازه ارزش دارد. حضور مداوم و قرار گرفتن در مقابل مردم به روشی که آنها آن را تشخیص دهند و با آن ارتباط برقرار کنند، برای رشد برند و کسب و کار شما معجزه خواهد کرد.
13- تغییر برند
تغییر برند، تغییر قابل توجهی در کل برند است. شما ممکن است نام کسب و کار، لوگو، هویت بصری، صدا، پیام رسانی و موارد دیگر را تغییر دهید. این معمولاً برای سازگاری با تغییرات قابل توجه در کسب و کار یا بازار اتفاق میافتد یا ضروری میشود.
به عنوان مثال، برای برخی از کسب و کارهای آنلاین غیرمعمول نیست که پس از رسیدن به اندازه خاصی، نام خود را به نام شرکت تغییر دهند تا به خود اجازه دهند از چهره کسب و کار بودن، یک قدم عقبنشینی کنند.
از طرف دیگر، برخی از بنیانگذاران مایل به حفظ برند شخصی خود هستند، اما دیگر وقت ندارند که تمام برند را به تنهایی ایجاد و کنترل کنند. اغلب، آنها نیاز دارند تا نه تنها یک نسخه ارتقا یافته از برند خود را ایجاد کند، بلکه دستورالعملهایی را برای بقیه تیم خود وضع کند تا بدون دخالت مداوم او، از آن پیروی کنند.
