بازاریابی در صنعت نساجی شامل به کارگیری طیف وسیعی از تکنیکها و یک فلسفه تجاری است که بر مشتریان بالفعل و بالقوه محصولات و خدمات مرتبط با نساجی و پوشاک متمرکز است تا به هدف بلندمدت شرکت دست یابد. مهارتها و دانش شغلی زیر برای کسانی که علاقهمند به فعالیت به عنوان یک مدیر بازاریابی هستند، بسیار ضروری است:
- ذهنی تحلیلگر و خلاق
- توانایی اولویت بندی
- ارتباطات و ارائه مهارتهای عالی
- سواد، مهارتهای حسابداری و فناوری اطلاعات خوب
- مهارتهای مدیریت افرادِ قوی
وظایف بخش بازاریابی در این صنعت به شرح زیر میباشد:
عملکرد قراردادی:
عملکرد قراردادی، فرآیند جستجوی بازار، یعنی خریداران است. این شامل یافتن خریداران بالقوه است که در کجا قرار دارند و چگونه میتوان به آنها دسترسی پیدا کرد. فعالیتهای بعدی شامل انتخاب کانال توزیع مناسب، انتخاب رسانه مناسب برای دستیابی به مشتریان و کشف نیازهای مصرف کننده است. از دیدگاه خریدار، این عملکرد شامل یافتن مناسبترین منبع برای کالا است.
عملکرد تجاری:
این عملکردی است که شامل هماهنگی فروش با تولید است. شامل فرآیند انتخاب محصول برای تولید و ذخیرهسازی با تاکید لازم بر اندازه، شکل ظاهری، مقادیر قابل خرید، زمان خرید یا تولید و غیره میباشد. این اصطلاح دقیقاً به عنوان برنامه ریزی محصول تعریف میشود. این عملکرد به “برنامهریزی کالای تولید شده یا عرضه شده برای فروش متناسب با تقاضای مشتری” کمک میکند.
عملکرد قیمت گذاری:
عملکرد قیمت گذاری عمدتاً براساس ارزشهای اقتصادی یک محصول برای خرید یا فروش است. قیمت گذاری بسیار مهم است و باید نقش بیشتری به آن داده شود. یک محصول تنها زمانی مورد تایید مصرف کنندگان قرار میگیرد که قیمت آن برای آنها قابل قبول باشد. این امر باعث میشود تا فروشندگان حتی قبل از عرضه محصولات به بازار، قیمتهای احتمالی محصولات را ارزیابی کنند.
عملکرد تبلیغاتی:
این عملکرد شامل تمام روشهایی است که توسط فروشندگان برای تأثیرگذاری و ترغیب خریداران به خرید محصولات استفاده میشود. به طور معمول، تمام فعالیتهای تبلیغاتی و فروش را شامل میشود. هدف این فعالیتها افزایش فروش است.
عملکرد توزیع فیزیکی:
این عملکرد به فعالیتهای حمل و نقل و ذخیرهسازی مربوط میشود.
عملکرد خاتمه:
این عملکرد آخرین پیوند در فرآیند بازاریابی است که در آن فروشنده و خریدار به توافق میرسند. موارد ضروری؛ کیفیت، کمیت و قیمت محصولی که باید مبادله شود، در این مرحله حل میشود. از آن جایی که این عناصر در معرض مذاکره هستند، این فرآیند به عنوان “عملکرد مذاکره” نیز نامیده میشود. این مرحله شامل تعیین شرایط فروش، تاریخ تحویل، ترتیب اعتبار، ضمانتها و خدمات است. با این حال، باید به خاطر داشت که بازاریابی به پرداخت و پذیرش کالا ختم نمیشود. اغلب یک تعهد اخلاقی و قانونی از جانب فروشنده باقی میماند که رضایت مصرف کنندگان تأمین گردد.
نتیجه:
این یک واقعیت پذیرفته شده است که بازاریابی از تعدادی فعالیت تشکیل شده است. با این حال، این اتفاق آرا در طبقه بندی عملکردها یافت نمیشود. در عمل، طبقه بندی مهم نیست، بلکه کارکردها مهم هستند. اگر همه یا تعدادی از عملکردها به بهترین نحو انجام نشوند، محصول در انباشته میشود و این اقدامات هیچ ارزشی نخواهند داشت. این امر باعث ایجاد ریسک و ضرر برای تولیدکنندگان میشود. این کارکردها هستند که به محصولات جان میبخشند و بازاری برای آنها ایجاد میکنند. به عبارت دیگر، تولید تنها زمانی معنادار است که عملکردهای بازاریابی به طور مؤثر و کارآمد انجام شوند.
