هر صاحب کسب و کار کوچکی احتمالاً به این تصمیم فکر کرده است: اداره وبسایت تجاری خود در مقابل یک حساب کاربری در رسانههای اجتماعی. از یک طرف، میتوانید روی نگهداری یک صفحه فیسبوک برای تبلیغ تخفیفهای جدید، پاسخ به سوالات مشتریان و تعامل با افراد پیرامون برند خود سرمایهگذاری کنید. جذاب به نظر میرسد – هر کسی که میشناسید یک حساب فیسبوک دارد، انتشار چند پست در طول شبهای هفته آسان است و رایگان است!
از طرف دیگر، کدام کسب و کار جدی امروزه وبسایت ندارد؟! یک وبسایت یک کارت ویزیت حرفهای، یک فروشگاه آنلاین بالقوه و مکانی است که کاملاً کنترل میکنید – اما هزینه دارد. پس چه چیزی ارزشش را دارد؟ متخصصان بازاریابی و نشریات تجاری به شما خواهند گفت که فقط به یک وبسایت نیاز دارید و استدلالهای آنها در ابتدا ممکن است قانعکننده به نظر برسد:
- شما وبسایت خود را کنترل میکنید، اما نمیتوانید حساب کاربری رسانههای اجتماعی خود را به طور کامل کنترل کنید.
- وقتی مشتریان بالقوه شما در گوگل جستجو میکنند، معمولاً وبسایتها را در بین نتایج میبینند و نه صفحات رسانههای اجتماعی.
- شما میتوانید با استفاده از یک وبسایت، دادههای بیشتری در مورد بازدیدکنندگان و مشتریان خود جمعآوری کنید.
میتوانید یک قیف فروش ایجاد کنید تا سرنخها را از طریق یک وبسایت هدایت کنید. حدس بزنید چه شده است – هیچ یک از این استدلالها نادرست یا گمراهکننده نیستند، اما همچنان معتبرند! اما اگرچه یک وبسایت در عمل برای هر کسبوکار کوچکی ضروری است تا از امکانات آنلاین به طور کامل استفاده کند، لزوماً به این معنی نیست که به خودی خود یک استراتژی کافی برای تضمین رشد بلندمدت کسبوکار است. به عبارت ساده، داشتن یک وبسایت عالی است، اما نباید تنها سرمایهگذاری بازاریابی شما باشد. برای یادگیری ۴ دلیل کلیدی که چرا این مورد صادق است، به خواندن ادامه دهید.
1- ایجاد تقاضای برند به اندازه جذب آن اهمیت دارد
یک وبسایت تنها در صورتی ارزش تجاری ایجاد میکند که کسی آن را کشف و با آن تعامل کند. این موضوع ما را به این سوال میرساند: یک بازدیدکننده بالقوه چگونه وبسایت شما را کشف میکند؟ اینجاست که دوگانگی کاذب وبسایت در مقابل رسانههای اجتماعی از بین میرود.
نکته این دوگانگی این است که هر شرکتی که میخواهد رشد کند و فروش بیشتری داشته باشد، در نهایت باید هم روی ایجاد علاقه به برند، محصول یا خدمات خود و هم صرفاً برآورده کردن هرگونه علاقه موجود در بازار سرمایهگذاری کند. یک وبسایت معمولاً تقاضای موجود را جذب میکند، به عنوان مثال با جذب بازدیدکننده از طریق جستجوی گوگل. اما این فرض را در نظر میگیرد که شما از قبل در لیست مخاطبین هستید یا کسی در حال جستجوی یک کلمه کلیدی مرتبط با کسب و کار شما در گوگل است، یعنی آنها از قبل درگیر و علاقهمند هستند.
در مورد همه آن مشتریان بالقوهای که هنوز نام برند شما را نشنیدهاند یا حتی ممکن است از محصول یا خدمات شما آگاه نباشند، چه؟ اینجاست که یک حساب کاربری در رسانههای اجتماعی میتواند مفید باشد و به شما این امکان را میدهد که با انتشار مطالبی در مورد اینکه چه کسی هستید و چه چیزی میفروشید، به مخاطبان کاملاً جدیدی دسترسی پیدا کنید و این مخاطبان جدید را هم به صورت ارگانیک و هم با استفاده از تبلیغات پولی جذب کنید.
درست است – یک حساب کاربری در رسانههای اجتماعی تجاری و یک وبسایت تجاری باید با یکدیگر همکاری کنند و هر کدام دیگری را با ترافیک جدید تغذیه کنند. اگر بخش تولید تقاضا را حذف کنید، ممکن است با تغییر بازار و دنیای اطرافتان، شاهد رکود ترافیک وبسایت و تعامل با برند خود در طول زمان باشید.
2- سئو (بسیار) سختتر شده است
وقتی اکثر مردم به هدایت ترافیک به یک وبسایت فکر میکنند، به بهینهسازی موتور جستجو (سئو) یا فعالیت ایجاد محتوای وب و تبلیغ آن محتوا برای به دست آوردن ترافیک جستجوی ارگانیک (“رایگان”) از موتورهای جستجو مانند گوگل و بینگ فکر میکنند. در حالی که این هنوز یکی از بهترین کانالهای بازاریابی بلندمدت برای کسب ترافیک است، اما در سالهای اخیر به طور قابل توجهی سختتر شده است. واقعاً سخت.
نمیگویم که «سئو از بین رفته است» – مطمئناً اینطور نیست – اما به دست آوردن ترافیک جستجوی ارگانیک به سادگی گذشته نیست. این بدان معناست که دیگر نمیتوانید فقط به یک وبسایت و ترافیک جستجوی بالقوهای که ممکن است در طول زمان به دست آورد، تکیه کنید؛ برای رشد کسب و کار خود به یک کانال رشد دوم نیاز دارید.
3- رفتار جدید کاربران آنلاین که منجر به از دست دادن ترافیک وبسایت میشود
قبلاً اشاره کردیم که تیکتاک به «موتور جستجوی جدیدی» تبدیل شده است که در کنار گوگل استفاده میشود، یا بدتر از آن، گاهی اوقات کاملاً جایگزین جستجوی سنتی میشود. این یک پدیدهی منحصر به فرد نیست. رفتار پراکندهتر آنلاین به این معنی است که کسبوکارها برای ادامهی رشد باید در بیش از یک کانال بازاریابی حضور داشته باشند.
علاوه بر تیکتاک، شاهد تغییر عمدهی دیگری در جایی که مردم وقت خود را میگذرانند، بودهایم که به ویژه بر جستجوی گوگل تأثیر میگذارد: ظهور انجمنها و جوامع. در مورد این موضوع مطالب زیادی نوشته شده است، بنابراین بیایید فقط اشاره کنیم که هم ردیت و هم کورا، به ویژه از خود جستجوی گوگل، کاملاً در ترافیک منفجر شدهاند.
به نظر میرسد در حالی که گوگل سالها تلاش کرده است تا محتوایی را تبلیغ کند که مطابق با مدل بدنام «E-A-T» خود (تخصص، اعتبار، اعتماد) باشد، یکی از مهمترین مؤلفههای چگونگی ارزشگذاری و عملکرد افراد بر اساس اطلاعات را فراموش کرده است: تبلیغات دهان به دهان یا ارزش توصیههای همسالان. به همین دلیل است که گوگل مدل خود را اصلاح کرده و یک «E» به «E-A-T» خود اضافه کرده است که نشاندهنده تجربه است. مردم نه تنها به این اهمیت میدهند که چه کسی متخصص مورد اعتماد در یک موضوع خاص است، بلکه برای تجربه انسانی و نظرات اجتماعی در مورد آن موضوعات نیز ارزش قائل هستند. فقط به این فکر کنید که معمولاً چگونه یک پزشک خانواده را انتخاب میکنید.
همه اینها برای شما به عنوان صاحب یک کسب و کار کوچک چه معنایی دارد؟ اگر میخواهید ترافیک جذب کنید و برند خود را به صورت آنلاین بسازید، به طور فزایندهای باید در انجمنها و جوامع شرکت کنید تا برند خود را رصد کنید و به نظرات مربوط به محصولات یا خدماتی که میفروشید پاسخ دهید.
بازاریابی اجتماعی در حال افزایش است و اگرچه در حال حاضر یک کانال فروش مستقیم نیست، اما در حال حاضر نوع محتوایی را که در جستجوی گوگل قابل مشاهده است تغییر داده است و پتانسیل تغییر نحوه ساخت برندهای تجاری در آینده را دارد.
4- مشارکت کاربر همچنان کلید قدرت برند
اگر بخواهیم تمام نکات قبلی تاکنون را در نظر بگیریم، به نظر میرسد همه آنها به یک جهت اشاره دارند: کسبوکارها باید زمان بیشتری را صرف گوش دادن، یادگیری از و تعامل مستقیم با مخاطبان خود کنند. ایجاد محتوای جذاب و مفید آنلاین برای هدایت ترافیک جستجوی ارگانیک و ایجاد لیستهای ایمیل هنوز هم فعالیتهای بازاریابی بسیار معتبر و قدرتمندی هستند – اما نمیتوانند تنها تاکتیک شما باشند.
یک وبسایت کلید ایجاد حضور برند و هدایت ترافیک به مکانی است که شما آن را کنترل، شکل داده و بیشترین بهره را از آن میبرید. اما کار سخت ایجاد آگاهی از برند آنلاین به طور فزایندهای از طریق فعالیتهایی که با مخاطبان شما تعامل دارند، اتفاق میافتد. رسانههای اجتماعی هنوز هم یکی از مکانهای کلیدی هستند که در آن مشارکت کاربر صورت میگیرد، از فیسبوک و X گرفته تا اینستاگرام و یوتیوب.
اما فراتر از این میرود: همین کانالهای رسانههای اجتماعی به طور فزایندهای توانایی ما را در ارسال ترافیک به وبسایتهای تجاریمان محدود میکنند. فیسبوک، X، اینستاگرام و لینکدین تنها برخی از کانالهایی هستند که در این امر مقصر هستند (آیا تا به حال متوجه شدهاید که مردم امروزه چگونه لینکها را در نظرات قرار میدهند و نه در خود پست رسانههای اجتماعی؟). اگرچه این موضوع معمولاً به عنوان استدلالی علیه داشتن حساب کاربری در رسانههای اجتماعی برای کسبوکارتان استفاده میشود، اما حقیقت این است که این بخشی از روند بزرگتری است که توضیح داده شد: بازاریابی آنلاین قبلاً عمدتاً در مورد هدایت ترافیک به یک وبسایت و نسبت دادن آن ترافیک به کانالهای مختلف بازاریابی بود. امروزه به طور فزایندهای در مورد هدایت تعامل و تطبیق کسبوکار با روندها و نیازهای مخاطبان است، بدون اینکه لزوماً همیشه منجر به بازدید از وبسایت شود.
به عبارت ساده، نه تنها “ترافیک سئو”، بلکه تمام ترافیکها، این روزها سختتر میشوند. شما یا سعی میکنید خلاف جهت آب شنا کنید یا به عنوان یک کسبوکار خود را وفق دهید و از فرصتهای نوظهوری که امروزه در برنامههای اجتماعی مانند تیکتاک میبینیم، نهایت استفاده را ببرید.
همافزایی را فراتر از یک کلمه فانتزی قرار دهید
وبسایت شما خانه آنلاین کسبوکار شماست، اما برای اینکه مردم آن را کشف کنند، باید برای ایجاد راهها و علائمی که به آن منتهی میشوند، تلاش کنید. در اینجا چند تاکتیک مشخص برای ایجاد آن رابطه سودمند متقابل بین وبسایت و حسابهای اجتماعی شما آورده شده است:
- اثبات اجتماعی: هر زمان که در رسانههای اجتماعی نظرات مثبتی در مورد کسبوکارتان دریافت کردید، در مورد استفاده مجدد از آن به عنوان گواهی در وبسایت خود سوال کنید.
- مسابقات اجتماعی: اجرای کمپینهای تخفیف ویژه یا مسابقات اجتماعی در رسانههای اجتماعی را که شامل بازدید از وبسایت شما یا عضویت در خبرنامه میشود، در نظر بگیرید.
- همکاری با اینفلوئنسرها: با اینفلوئنسرهای صنعت یا کسبوکار خود همکاری کنید تا تعامل در رسانههای اجتماعی و ترافیک وبسایت خود را افزایش دهید – بهویژه برای کسبوکارهای محلی که هزینههای این کار معمولاً کم یا حتی صفر است، اما بازده میتواند عالی باشد، قدرتمند است.
- محتوای پشت صحنه: این نوع محتوا در عصر بازاریابی اجتماعی و جامعه به یک نوع محتوای قدرتمند تبدیل شده است. ویدیو ضبط کنید یا عکسهایی بگیرید که عملیات یا تلاشهای روزانه انجام شده برای محصولات یا خدمات شما را ثبت کند. محتوای بصری را در رسانههای اجتماعی ارسال کنید تا تعامل و علاقه ایجاد کنید و پستهای وبلاگ کامل را در وبسایت خود منتشر کنید تا متن یا داستان کامل را به اشتراک بگذارید.
- پخش زنده: یکی دیگر از رسانههای پرطرفدار. با استفاده از پلتفرمی مانند یوتیوب یا لینکدین، یک جلسه پرسش و پاسخ زنده برگزار کنید تا تخصص خود را در صنعت ارائه دهید و محصولات/خدمات جدید یا آموزشها را برجسته کنید. این روش معمولاً زمانی بهترین نتیجه را میدهد که برند و فروش خود را کنار بگذارید و روی سبک زندگی و ارزش واقعی ناشی از صنعت یا حوزه کاری که در آن فعالیت دارید تمرکز کنید.
در هر یک از این سناریوها، شما این شانس را دارید که به طور مستقیم یا غیرمستقیم ترافیک را به وبسایت خود هدایت کنید تا تعامل را به سرنخ یا فرصتهای فروش تبدیل کنید. این به نوبه خود، این سؤال را مطرح میکند:
آیا راه اندازی وب سایت شخصی من دشوار است؟
همه این نگرانیها کاملاً منطقی هستند. با این حال، در حالی که فناوری ساخت وبسایت به طور فزایندهای پیچیده شده است، فرآیند واقعی ایجاد سایت شخصی شما بسیار آسانتر شده است. در واقع، یک جایگزین ساده و شهودی وجود دارد که به شما امکان میدهد به سرعت و به راحتی یک وبسایت حرفهای ایجاد کنید، به خصوص برای افرادی که دانش فنی تخصصی ندارند.
نتیجهگیری
در نهایت، ما ثابت کردیم که در دنیای امروز، یک کسبوکار کوچک اگر میخواهد رشد خود را در طول زمان حفظ کند، باید در چندین کانال و با استفاده از تاکتیکهای مختلف به بازاریابی بپردازد. شاید این پاسخی بود که شما همیشه آن را درست میدانستید.
