آیا استراتژی بازاریابی شما در دنده اول گیر کرده است؟ وقت آن رسیده که با تمام قوا آن را به کار بگیرید. در این مقاله، شما را با استراتژیهای بازاریابی که شرکتهای فناوری برای پیشبرد رشد استفاده میکنند، از جمله نمونههای واقعی برای الهام گرفتن، آشنا خواهیم کرد. تاکتیکهایی را خواهید یافت که میتوانند به شما در ایجاد ارزش ویژه برند، بهینهسازی بودجه بازاریابی، ایجاد سرنخهای واجد شرایط و حفظ وفاداری مشتری کمک کنند – همه اینها در حالی که از رقبا جلوتر هستید.
1- استراتژی بازاریابی محتوا
یک استراتژی بازاریابی محتوای موفق شامل ایجاد اعتماد است. اگر بیش از حد تهاجمی باشید – محصول خود را در هر فرصتی عرضه کنید – به سرعت روابط را از بین خواهید برد. به همین دلیل است که استراتژیهای محتوای موفق با ارزش هدایت میشوند و بسیار بیشتر از آنچه میگیرند، میدهند. برای اجرای این استراتژی:
- با محتوایی شروع کنید که مخاطبان شما را بدون تبلیغ محصولتان آموزش میدهد.
- برای ایجاد اعتبار و هدایت ترافیک، مطالب رهبری فکری و محتوای همیشه سبز ایجاد کنید.
- از مطالعات موردی و مقایسهها برای راهنمایی تصمیمگیرندگان استفاده کنید.
2- نظرات مشتریان و مطالعات موردی
مشتریان بالقوه به ویژگیهای محصول شما اهمیتی نمیدهند. آنها فقط به نتایجی که محصول شما میتواند به آنها بدهد اهمیت میدهند. یکی از قانعکنندهترین راهها برای انتقال این نتایج از طریق نظرات مشتریان و مطالعات موردی است. برای اجرای این استراتژی:
- مطالعات موردی را برای طیف متنوعی از مشتریان ایجاد کنید.
- عکسها، آمار سطح بالا و نقل قولهای مشتریان را برای ایجاد اعتماد و نشان دادن تأثیر، در آن بگنجانید.
- از یک قالب داستانمحور برای جذاب و گیرا کردن مطالعات موردی خود استفاده کنید.
3- بهینهسازی موتور جستجو (سئو)
تمام شرکتهای فعال در حوزه فناوری محتوا منتشر میکند و متمایز شدن در این بازار دشوارتر است. به علاوه، موتورهای جستجو مانند گوگل اکنون خلاصههای تولید شده توسط هوش مصنوعی خود را بالاتر از نتایج ارگانیک ارائه میدهند.
خوشبختانه، با استراتژی مناسب، هنوز هم میتوانید از سئو به نفع خود استفاده کنید. برای اجرای این استراتژی:
- نتایج جستجوی ارگانیک را بررسی کنید تا میزان رقابتپذیری عبارات هدف خود را درک کنید.
- یک استراتژی سئو طراحی کنید که با رویکردهای خلاقانه، مانند سئوی برنامهریزیشده یا محتوای همیشه سبز از رقابت پیشی بگیرد.
- رویکرد خود را مرتباً بررسی کنید تا نتایج را ارزیابی کنید.
4- استراتژی بازاریابی ویدیویی
انسانها میتوانند اطلاعات بیشتری را از ویدیو نسبت به متن جذب کنند، که آن را به ابزاری بالقوه قدرتمند برای ابتکارات بازاریابی شما تبدیل میکند. اما تولید خوب ویدیو میتواند دشوار باشد، به خصوص برای موضوعات نسبتاً خشک حوزه فناوری. برای اجرای این استراتژی:
- محتوای ویدیویی جذابی ایجاد کنید که محصول شما را در عمل نشان دهد.
- از سناریوهای مرتبط، مانند ویدیوهای «روزهای زندگی»، برای نشان دادن موارد استفاده عملی استفاده کنید.
- راهی برای حفظ تعامل بینندگان پیدا کنید و در عین حال با صدای برند خود هماهنگ باشید، چه طنزآمیز باشد و چه کاملاً حرفهای.
5- استراتژی بازاریابی رسانههای اجتماعی
صحبت کردن در مورد بازاریابی رسانههای اجتماعی به عنوان یک رشته واحد تقریباً دشوار است. در دنیای بازاریابی B2B، حسابهای رسانههای اجتماعی تمایل به انتشار محتوای ایمن از برند دارند. شرکتهای فناوری به طور فزایندهای برای افزایش دیده شدن در رسانههای اجتماعی به بنیانگذاران و کارکنان سطح بالای خود متکی هستند. برای اجرای این استراتژی:
- بنیانگذاران و کارکنان کلیدی را تشویق کنید تا محتوای رهبری فکری را در پلتفرمهای رسانههای اجتماعی مانند X و LinkedIn به اشتراک بگذارند.
- برای افزایش تعامل، روی محتوای معتبر و اصیل تمرکز کنید – و روشن کنید که این محتوا از یک شخص میآید، نه از شرکت.
- با اشتراکگذاری مجدد پستهای شخصی در حساب کاربری برند شرکت، آنها را تقویت کنید (اما توجه داشته باشید که حسابهای کاربری شخصی شما احتمالاً جایی هستند که بیشترین جذابیت را خواهید داشت).
عواملی که هنگام انتخاب استراتژی بازاریابی باید در نظر بگیرید
مطمئن نیستید کدام یک از استراتژیهای بازاریابی فوق برای شرکت شما مناسب است؟ عوامل زیر را در نظر بگیرید.
1- اهداف بازاریابی خود را با اهداف تجاری همسو کنید
قبل از پرداختن به تاکتیکهای بازاریابی، اهداف اصلی شرکت خود را به وضوح تعریف کنید (مثلاً افزایش آگاهی از برند، افزایش فروش یا ایجاد سرنخ). تلاشهای بازاریابی شما باید مستقیماً بر روی این اهداف متمرکز باشد. به عنوان مثال، اگر شرکت فناوری شما بر رشد سهم بازار متمرکز است، ممکن است بخواهید مشارکتها، کمپینهای وابسته و تأثیرگذار و تبلیغات پولی را در نظر بگیرید.
2- مخاطب هدف خود را تعریف کنید
پس از شناسایی مشخصات مشتری ایدهآل (ICP) و بخشهای مخاطب، پیامها و کانالهای بازاریابی خود را متناسب با آنها تنظیم کنید. این ممکن است به معنای ایجاد پیامهای متفاوت برای مشتریان سازمانی در مقایسه با مشاغل کوچک یا پرداختن به چالشهای خاصی باشد که محصول شما برای هر مخاطب حل میکند.
3- پهنای باند داخلی را ارزیابی کنید
اگرچه دنبال کردن چندین کانال بازاریابی دیجیتال به طور همزمان وسوسهانگیز است، اما توزیع بیش از حد منابع میتواند منجر به ناکارآمدی و فرسودگی شغلی شود. ارزیابی کنید که مدیران و تیم بازاریابی شما واقعاً چه چیزی را میتوانند مدیریت کنند. اگر پهنای باند داخلی شما محدود است، برونسپاری وظایف به آژانسها یا فریلنسرها را در نظر بگیرید.
4- بودجه بازاریابی خود را نهایی کنید
هنگام ایجاد بودجه، هزینههای کوتاهمدت (مثلاً راهاندازی کمپینهای تبلیغاتی پولی و استخدام مشاوران) و هزینههای بلندمدت (مثلاً نگهداری نرمافزار و تولید محتوای مداوم) را در نظر بگیرید. منابع را به استراتژیهایی اختصاص دهید که بهترین بازگشت سرمایه (ROI) را ارائه میدهند و امکان انعطافپذیری را با رشد کسبوکار شما فراهم میکنند.
