1- انجام هر کاری بدون مخاطبان کاملاً مشخص
شناخت مشتری، پایه و اساس هر استراتژی بازاریابی دیجیتال محکمی است، بنابراین بازار خود را تعریف کنید و افرادی را که به آنها میفروشید، بشناسید. بهترین راه برای انجام این کار، ایجاد پرسوناهای خریدار برای دو یا سه نوع مشتری است که شناسایی میکنید.
اینها استراتژیهای شما را شکل میدهند و کانالهایی را که باید برای حداکثر بازده در آنها سرمایهگذاری کنید، آشکار میکنند.برای تعریف مشتری ایدهآل خود:
- شخصیتهای خریدار را تعریف کنید: بازار خود را به چند «نوع مشتری» متمایز تقسیم کنید. آنها را از نظر جمعیتشناختی تعریف کنید، نقاط درد، انتظارات و اعتراضات احتمالی آنها به پیشنهاد شما را شناسایی کنید.
- با مشتریان بالقوه خود صحبت کنید: از طریق گفتگوهای نظرات، نظرسنجیها، انجمنهای نظرسنجی و جاهای دیگر در رسانههای اجتماعی با آنها تعامل داشته باشید. مستقیماً با آنها ارتباط برقرار کنید و از منبع، در مورد مخاطبان خود اطلاعات کسب کنید.
2- عدم پرداختن مستقیم به مخاطبان و نقاط درد آنها
شرکتهایی که به تجربه مشتری اهمیت بیشتری میدهند، درآمدشان بیشتر از شرکتهایی است که این کار را نمیکنند. مخاطبان شما در درجه اول به حل مشکلات و نقاط درد خود علاقهمند هستند – نه به محصولات شما.
به جای تمرکز بر ویژگیهای محصول خود، با مشتریان بالقوه و بالفعل خود در مورد اینکه چگونه میتواند زندگی آنها را بهتر کند صحبت کنید. شما میتوانید با موارد زیر، بینشی در مورد نقاط درد مخاطبان خود به دست آورید:
- تجزیه و تحلیل وضعیت فعلی آنها از طریق مصاحبه با مشتریان، موارد پشتیبانی مشتری و نظرسنجیها.
- ارتباط مستقیم با ذینفعان، تیمهای فروش و پشتیبانی که با درخواستهای مشتریان آشنا هستند.
به دنبال تحقیقات در مورد نقاط درد مشترک و یادداشتبرداری از یافتههای کلیدی برای تصمیمگیری در مورد رویکرد خود باشید.
3- رویکرد سطحی به سئو
اکثر مشتریان شما جستجوی محصول خود را به صورت آنلاین آغاز میکنند، به این معنی که وقتی نیاز به راهحل شما ایجاد میشود، ابتدا به موتورهای جستجو مراجعه میکنند.
غفلت از بهینهسازی کلمات کلیدی به معنای از دست دادن فرصت ملاقات ارگانیک با مشتریان در جستجو است، زمانی که قصد خرید آنها بالا است. مزایای انتخاب صحیح کلمات کلیدی عبارتند از:
- افزایش ترافیک ارگانیک
- افزایش تعداد سرنخهای واجد شرایط
- بینش در مورد ترجیحات مخاطبان و نقاط درد
بهترین نکاتی که به شما در تحقیق کلمات کلیدی کمک میکند عبارتند از:
- به عملکرد رقبای خود نگاه کنید
- از پیشنهادات جستجوی گوگل به عنوان ابزاری برای تحقیق استفاده کنید
- خود را در موقعیت مشتریانتان قرار دهید
و این سؤالات را از خود بپرسید تا بهترین کلمات کلیدی را برای هدف قرار دادن تعیین کنید:
- آیا کلمات کلیدی موجود من همان چیزی را که کاربران جستجو میکنند، هدف قرار میدهند؟
- آیا افرادی که به سایت من میرسند، پاسخهایی را که به دنبال آن بودند، پیدا میکنند؟ آیا این افراد به من در رسیدن به اهداف تبدیلم کمک میکنند؟ یعنی آیا کلمات کلیدی انتخاب شده من مخاطب مناسبی را هدف قرار میدهند؟
خودتان را جای مخاطب هدفتان بگذارید و به این فکر کنید که آنها در وب چه چیزی را جستجو میکنند و این موضوع چگونه به کسب و کار شما مربوط میشود.
4- کمپین و سرمایهگذاری بدون استراتژی
فقدان ساختار و چشمانداز یکی از اشتباهات بازاریابی دیجیتال است که بسیاری از، اگر نگوییم اکثر، کسب و کارهای جوان و کوچک مرتکب میشوند. در نتیجه، تلاشهای آنها نامنسجم، مدیریت، اندازهگیری و مقیاسبندی دشوار است. برای شروع توسعه استراتژی بازاریابی دیجیتال خود:
- مخاطبان (یا مخاطبان) خود، یعنی شخصیتهای خریدار را تعریف کنید.
- ابزارها، کانالها و تاکتیکهای لازم برای دستیابی به آنها را تعریف کنید.
- پیشرفت خود را پیگیری کنید و استراتژی خود را بر اساس نتایج تنظیم کنید.
تعیین اهداف مهم است، اما به همان اندازه مهم است که مراحلی را که برای رسیدن به آنها طی خواهید کرد، ترسیم کنید.
پس از تعریف و آزمایش استراتژی خود، دادهها و بینش عمیقتری در مورد حوزههایی که عملکرد خوبی دارند و حوزههایی که نیاز به بهبود بیشتر دارند، خواهید داشت.
5- صرف هزینههای بیپروا برای تبلیغات پولی
قبل از تصمیمگیری برای انتخاب مسیر تبلیغاتی، مطمئن شوید که:
- مخاطبان هدف خود را تحقیق کنید و آنها را به چندین زیرگروه تقسیم کنید، که همه آنها میتوانند شامل گروههای سنی، مکانها، سطوح تحصیلات، علایق و حتی سطوح درآمد مختلف باشند.
- چندین کمپین تبلیغاتی را با فرمتهای تبلیغاتی مختلف و بخشهای مختلف مخاطبان امتحان کنید تا ببینید کدام یک بهترین نتایج را ارائه میدهد. بودجه خود را بیش از حد صرف آنها نکنید – فقط به اندازهای که نتایج معتبری برای نتیجهگیری و پایهگذاری کمپینهای آینده به دست آورید.
6- انتظار نتایج یک شبه
رهبران کسبوکار اغلب اگر نتایج فوری تلاشهای بازاریابی دیجیتال خود را نبینند، بیانگیزه میشوند. اما این کمپینها و تاکتیکها برای موفقیت به زمان نیاز دارند.
دسترسی فوری و توسعه سریع دنیای آنلاین باعث میشود تصمیمگیرندگان به اشتباه تصور کنند که بازاریابی دیجیتال یک میانبر جادویی برای رسیدن به اهدافشان است. با این حال، بازاریابی دیجیتال افراد را هدف قرار میدهد.
برای رسیدن به آنها و جلب توجه آنها، جلب توجه آنها، تعامل با آنها و تبدیل آنها به مشتری، زمان لازم است. حتی وقتی متوجه شما میشوند، ممکن است قبل از اینکه تصمیم به تعامل با شما بگیرند، به زمان زیادی نیاز داشته باشند.
تنها چیزی که میتواند نتایج را در بازاریابی دیجیتال تضمین کند، ثبات و امتحان کردن مداوم روشها و متدهای مختلف است.
7- ارسال پست در شبکههای اجتماعی بدون برنامه
تبلیغات ضعیف در شبکههای اجتماعی منجر به واکنش احساسی منفی در کمتر از یک ثانیه میشود. چه فعالیت ارگانیک باشد و چه تبلیغاتی، تعداد قابل توجهی از کسبوکارها بیهدف از رسانههای اجتماعی استفاده میکنند.
این کانالها فرصتهای بسیار خوبی برای تعامل مستقیم با مشتریان، گسترش دسترسی و ایجاد روابط دارند. ثبات و زمانبندی مناسب، دو عامل مهم برای استراتژی ارسال پست در رسانههای اجتماعی هستند.
تحقیقات نشان میدهد که ارسال پست در ساعات خاصی از روز، دسترسی به پست را افزایش داده و نرخ تعامل را بالا میبرد – و این در پلتفرمهای مختلف متفاوت است.
در اینجا چند توصیه در مورد استفاده صحیح از رسانههای اجتماعی برای رشد کسبوکارتان ارائه شده است:
پلتفرمهای مناسب را پیدا کنید: همه پلتفرمهای رسانههای اجتماعی مخاطبان دقیقاً یکسانی ندارند. کاربران در فیسبوک با کاربران لینکدین که گرایش تجاری دارند و اینستاگرام که گرایش سبک زندگی دارند، متفاوت هستند. به این شرایط فکر کنید:
- از خود بپرسید کدام مخاطب به محصول یا خدمات شما بهتر پاسخ میدهد. لینکدین برای بازاریابی با سایر شرکتها، اینستاگرام برای دسترسی به جوانان و فیسبوک برای فروش مستقیم به مصرفکنندگان عالی است.
- رقبای خود را بررسی کنید، از چه کانالهایی استفاده میکنند، دنبالکنندگان آنها چه کسانی هستند و چه محتوایی را به اشتراک میگذارند.
یک مدیر حسابهای رسانههای اجتماعی منصوب کنید: مدیران رسانههای اجتماعی میتوانند موارد زیر را ارائه دهند:
- تفکر استراتژیک: درک نحوه ایجاد و ارائه پستهای رسانههای اجتماعی و نحوه تعامل با دنبالکنندگان.
- مهارتهای سازمانی: یک استراتژی گام به گام که از برنامه زمانی خاص برای ارسال پست پیروی میکند.
- تخصص برندسازی: درک برند شرکت شما و ارائه صدای حرفهای برای آن.
- نوشتن، گردآوری، گوش دادن و ثابت قدم بودن: پستهایی که آموزش میدهند، الهام میبخشند و سرگرم میکنند باید در اولویت شما باشند.
با اینفلوئنسرها همکاری کنید: از طریق شبکهسازی با افراد تأثیرگذار در رسانههای اجتماعی میتوانید اعتبار بیشتری کسب کنید، زیرا نیمی از خریداران قبل از خرید یک محصول، به دنبال نظرات اینفلوئنسرها هستند.
روی افزایش دنبالکنندگان کار کنید: کسب و کار شما باید روی افزایش ارگانیک تعداد دنبالکنندگان در تمام کانالهای رسانههای اجتماعی مرتبط با محصول یا خدمات کار کند.
با مردم تعامل کنید: پاسخ به نظرات مردم، ارتباط مستقیم با آنها، پخش زنده ویدیو نوعی شخصیسازی است که مردم امروزه در رسانههای اجتماعی انتظار دارند. وقتی با مخاطبان خود تعامل میکنید، شخصیت و اعتبار برند خود را توسعه میدهید و اعتماد بین کسبوکار و دنبالکنندگان خود را تقویت میکنید.
8- عدم استفاده از شواهد اجتماعی شامل مطالعات موردی و داستانهای موفقیت
مطالعات موردی مؤثرترین تاکتیک بازاریابی محتوا برای تولید سرنخ هستند. مطالعات موردی همچنین در تأثیرگذاری بر تصمیمات خرید سرنخهای شما بسیار قدرتمند هستند. آنها به مشتریان بالقوه شما کمک میکنند تا مزایای پیشنهاد شما را تجسم کنند و به آنها در توانایی شما در دستیابی به نتایج اطمینان میدهند.
بنابراین، مطالعات موردی در موارد زیر عالی هستند:
- افزایش ترافیک ارگانیک
- افزایش اعتبار برند
- تبدیل سرنخها
از همه بهتر، نوشتن آنها بسیار ساده است و معمولاً از یک الگوی مشخص پیروی میکنند. یک مطالعه موردی معمولی شامل موارد زیر است:
- مقدمه
- پیشینه ایجاد یک مطالعه موردی
- ارائه یافتهها
- نتیجهگیری با دادهها و منابع
9- وبلاگنویسی برای دنبال کردن روندها، نه برای ارائه ارزش
بازاریابانی که تلاشهای وبلاگنویسی را در اولویت قرار میدهند، ۱۳ برابر بیشتر احتمال دارد که بازگشت سرمایه مثبت داشته باشند. وبلگ نویسی باعث ایجاد رابطهای مبتنی بر اعتماد با مشتریان بالقوه و فعلی میشود.
برای بهرهمندی از این مزایا، مطمئن شوید که محتوای باکیفیت، تحقیقشده و عمیقی را ایجاد و منتشر میکنید که برای مخاطبان شما مرتبط است.
10- تولید بیش از حد محتوا و عدم تمرکز بر کیفیت
افتادن در دام این فکر که هر چه محتوای بیشتری تولید کنید، تبلیغات بیشتری منتشر کنید و هر کاری که انجام میدهید بیشتر باشد، به نفع شماست، بسیار آسان است.
در واقع، این یک اشتباه پرهزینه در بازاریابی دیجیتال است. در حال حاضر محتوای بسیار زیادی وجود دارد و تبلیغات زیادی با یکدیگر رقابت میکنند. آنچه برای قرار گرفتن بهتر در این اقیانوس محتوای رقابتی نیاز دارید، این است که مطمئن شوید محتوای شما شگفتانگیز است!
به جای نوشتن پنج پست وبلاگ در هفته، یک مقاله دیدنی بنویسید که پر از مطالعات موردی، دادهها، تصاویر و سایر موارد اضافی باشد که ارزش آن را افزایش میدهد و باعث میشود مردم بخواهند آن را به اشتراک بگذارند. رسانههای اجتماعی و گوگل را رصد کنید و موضوعات و اخبار صنعت را که پرطرفدار هستند، دنبال کنید. از نتایج جستجوی گوگل، پیشنهادات جستجو به عنوان شاخصی از موضوعاتی که برای مخاطبان شما داغ است استفاده کنید.
